kariminia.kateban.com, Articles by Morteza Karimi-Nia
  
آخرین نوشته ها
لینک های روزانه
    {پررنگ}چکیده: {/پررنگ} واژه‌ی تکامَد ({کج}hapax legomenon {/کج}در عربی: اللفظ الفرید/ الفرائد) به کلمه‌ای اطلاق می‌شود که تنها یک بار در سراسر یک متن به‌کار رفته باشد. بنابراین به واژه‌ای که تنها یک بار در متن قرآن کریم به‌کار رفته باشد و هیچ مشتق یا هم‌خانواده‌ای از آن، در متن قرآن نباشد، "تکامَد قرآنی" می‌گوییم. مثال‌هایی از تکامَد قرآنی عبارتند از: صَمَد، اِرم، زنجبیل، یقطین، و تسنیم. بر این اساس، واژه‌ای چون "تنّور" را به سبب ذکر دوباره‌اش در قرآن (هود، 40؛ مومنون، 27) نمی‌توان تکامَد دانست. چنین کلمه‌ای اصطلاحاً {کج}dis legomenon{/کج} نامیده می‌شود.{پاورقی} به همین سان، به واژه‌ای با سه کاربرد در یک متن {کج}tris legomenon{/کج} گفته می‌شود.{/پاورقی} مقاله‌ی حاضر می‌کوشد علاوه بر طرح و بررسی کلی مسائل پیرامون تکامَدهای قرآنی، فهرستی کامل از این الفاظ ارائه دهد تا بر مبنای آن، بتوان تصویر روشنی از تعداد، پراکندگی، دامنه، و دایره‌های معنایی تکامَدها در قرآن به دست آورد. این فهرست می‌تواند ــ به صورت کلی یا جزیی ــ موضوع بررسی دیگر محققان علاقمند به واژه‌شناسی قرآنی شود. {پررنگ}کلیدواژه‌ها:{/پررنگ} مفردات قرآن؛ واژگان دخیل؛ تکامد در قرآن؛ زبان قرآن {پررنگ}درآمد{/پررنگ} موضوع واژه‌های تکامَد در قرآن کریم تا یکی دو دهه‌ی پیش توجه هیچ‌یک از محققان مسلمان یا غیرمسلمان را به خود جلب نکرده بود. مسئله‌ی تکامَد در متون دیگر چون عهد قدیم، عهد جدید، اوستا، ایلیاد، اودیسه، و حتی متون نسبتاً جدیدی چون اشعار و نمایش‌نامه‌های شکسپیر همواره مورد اعتنا و موضوع پژوهش محققان غربی بوده است. اما دین‌پژوهان غربی که مقالات و کتب متعددی راجع به تکامَدها در تورات، اناجیل، سراسر کتاب مقدس و حتی اوستا نوشته‌اند، تا یک دهه‌ی قبل تقریباً هیچ اثر مستقلی در این باب ننوشته بودند. فی‌المثل باآنکه {کج}دائرة المعارف یهودی{/کج} ({کج}The Jewish Encyclopedia{/کج}) مقاله‌‌ای با عنوان <تکامَد در عهد قدیم> درآغاز قرن بیستم منتشر کرده،{پاورقی}{چپچین} I. M. Casanowicz, “Hapax legomena,” {کج}The Jewish Encyclopedia, {/کج}New York: Funk and Wagnalls, vol. 6, 1904, pp. 226-228.{/چپچین}{/پاورقی} اما ویراستاران و مشاوران {کج}دائرة المعارف اسلام{/کج} ({کج}EI{/کج}) و {کج}دائرة المعارف قرآن{/کج} ({کج}EQ{/کج}) در پایان قرن بیستم هیچ مدخلی تحت این عنوان در قرآن در نظر نگرفته‌اند.{پاورقی} نُلدکه در کتاب مهم خود، {کج}تاریخ قرآن{/کج}، هیچ‌گاه به این موضوع اشاره نکرده است. این امر وقتی شگفتی ما را بیشتر می‌کند که به‌یاد آوردیم وی در جلد نخست کتاب خود و هنگام تاریخ‌گذاری سوره‌های قرآن کریم، از تمام ابزارهای مختلف زبانی و شواهد سیاقی و درون متنی بهره می‌گیرد. آرتور جفری نیز در کتاب مهم و تأثیرگذار خویش، {کج}واژه‌های دخیل در قرآن{/کج}، تقریباً هیچ‌گاه به موضوع تکامد بودن برخی واژگان از جمله برخی واژگان دخیل اشاره‌ای نمی‌کند و از این منظر هیچ باب تحقیق جدیدی نمی‌گشاید. وی تنها در یک جا (p. 32) اشاره می‌کند واژگان دخیلی که از الفاظ غریب نیز باشند، عموماً تکامدند.{/پاورقی} به تدریج در یکی دو دهه‌ی اخیر، اندک مطالعاتی مستقل راجع به موضوع تکامد در قرآن انجام گرفت و همزمان طرح مکرّر مسئله‌ی زبان قرآن و پیوند آن با سایر زبان‌های سامی (از جمله دو زبان آرامی و سریانی)، سبب توجه بیشتر محققان غربی به واژه‌های تکامد در قرآن شده است.{پاورقی} یکی از نمونه مقالات اخیر در این باب به قلم کریستف لوکسنبرگ نوشته شده است با عنوان: «اِنارة در قرآن: درباب واژه‌ای تک کاربرد در قرآن که پیشتر از آن عبور شده است: أثارة یا إنارة (احقاف، 4).» نک: {چپچین} Christoph Luxenberg. “"Inārah" im Koran: Zu einem bisher übersehenen Hapax Legomenon (أثارة-إنارة, Sure 46:4),” Die Entstehung einer Weltreligion. I: Von der koranischen Bewegung zum Frühislam, edited by Markus Groß and Karl-Heinz Ohlig, Berlin: Verlag Hans Schiler, 2010 (Inârah. Schriften zur fruhen Islamgeschichte und zum Koran, 5), pp. 377-381. {/چپچین}{/پاورقی} {پررنگ}پیشینه‌ی بحث از تکامد در ادبیات جهانی{/پررنگ} اصطلاح ({کج}hapax legomenon{/کج}) یا "تکامد" ریشه در زبان انگلیسی ندارد. خاستگاه این واژه در زبان یونانی ἅπαξ λεγόμενον است. معروف است که نخستین بار زنودوت{پاورقی}{چپچین} Zenodotus of Ephesus.{/چپچین}{/پاورقی} (حدود 325ـ234 ق م) دانشمند، ادیب و هومِرشناس یونانی، این اصطلاح یونانی را در قرن سوم پیش از میلاد به کار برده است (Anue, pp. 210-211). وی که نخستین مدیر کتابخانه‌ی اسکندریه، و نخستین مدوّن انتقادی آثار هومر نیز به شمار می‌آید،{پاورقی} نخستین بار زنودوت دست به تصحیح حماسه‏های هومر در کتابخانه‌ی اسکندریه آغاز شد. وی، اولین مدیر کتابخانه اسکندریه، به تفاوت نسخه‏های گوناگون ایلیاد و اودیسه پی برد و با مقابله‏ی این نسخه‌ها به بازسازی متن اصلی آنها دست زد. کار مهم وی خارج ساختن ابیات الحاقی و مشکوک از متن بود. {/پاورقی} در توضیح برخی واژه‌های به‌کار رفته در اشعار هومر، از این واژه استفاده کرد. پس از او، آریستاخوس ساموسی (220ـ145 ق م) و آپولونیوس سوفیست (اواخر قرن نخست ق م) مکرراً این اصطلاح را در آثار خود استفاده کرده‌اند (Anue, pp. 210; Mardaga, 265). در حوزه‌ی متون دینی، سعادیا بن گائون (268ـ330 ق/ 882ـ942 م) را باید نخستین عالم دینی دانست که به بررسی الفاظ تک‌کاربرد تورات پرداخته است. وی در رساله‌ای که به عربی و با حروف عبری با عنوان [کتاب] {کج}تفسیر السبعین لفظة فریدة{/کج} [یا مفردة] ({کج}תפסיר אלסבעין לפט׳ה אלפרדה{/کج}) نگاشت و در آن، نود (یا نود و نه){پاورقی} عنوان کتاب سبعین آمده اما در متن، نود واژه شرح شده است. این احتمال وجود دارد که در تنها نسخه‌ی مخطوط باقی مانده از این رساله، کلمه‌ی سبعین با تسعین تصحیف شده باشد. نسخه‌ی این اثر در کتابخانه‌ی بادلیان آکسفورد، بخش مخطوطات عبری، به شماره‌ی 1448.2 نگهداری می‌شود، اما تا پایان قرن نوزدهم میلادی چهار بار تصحیح و منتشر شده است. نک. Casanowicz, 228.{/پاورقی} کلمه‌ی تکامد عبری از عهد قدیم را با کمک میشنا، تلمود بابلی، تلمود فلسطینی، تارگوم و میدراش بررسی کرد (Henry Malter, Saadia Gaon: His Life and Works, p. 140). اندکی بعد، داوود بن ابراهیم الفاسی (قرن دهم میلادی) یهودی قرائیم مغربی در اثر خود با عنوان {کج}کتاب جمع الالفاظ{/کج}{پاورقی}{چپچین}{کج} The Hebrew-Arabic Dictionary of the Bible Known as Kitab Jami’ Al-Alfaz (Agron) of David ben Abraham Al-Fasi the Karaite{/کج} (Tenth Century), edited by Solomon L. Skoss, vol. I–II, New Haven: Yale University Press, 1936–1945.{/چپچین}{/پاورقی} که درواقع لغت‌نامه‌ای عبری‌ـ‌عربی است، مکرراً به الفاظ غریب و تک کاربرد عهد قدیم اشاره می‌کند و گاه آنها را از خاستگاهی عربی یا آرامی می‌شمارد. مثلاً می‌نویسد: لفظ זרב (زرب) [ایوب، 6/17] تکامد است و هیچ اشتقاقی از آن در زبان عبری نیامده است و لذا باید عربی باشد. وی ذیل חט (حط) می‌نویسد: אחטנה (سفر پیدایش، 31/39) در عهد قدیم نادر و از ریشه‌ی عربی است (Maman, p. 21ff). پژوهش‌های راجع به میزان و شمارش تکامدها در متون دینی مختلف از جمله در عهد قدیم و عهد جدید طی قرون اخیر بیشتر و متنوع‌تر شده است. به تدریج نیاز به بررسی بسامد و میزان تکرار واژه‌های عهد قدیم و عهد جدید و پژوهش درباب واژگان غریب یا تک کاربرد فزونی بیشتر یافت (برای برخی نمونه‌ها نک:Schmid, p. 441). آبراهام شالوم یهودا{پاورقی}{چپچین} Abraham Shalom Yahuda.{/چپچین}{/پاورقی} (1877ـ1951) و ایمانوئل کازانویکس را باید از مهم‌ترین پژوهشگران این امر در کتاب مقدس در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم میلادی به شمار آورد (برای گزارشی از سیر این تحول و گوناگونی دیدگاه‌ها را نک. مقاله‌ی خانم هلن مارداگا Hellen Mardaga). این امر امروزه به یکی از حوزه‌های مهم پژوهش‌های توراتی و انجیلی تبدیل شده و علاوه بر این، در شاخه‌های مختلف ادبیات، زبان‌شناسی، نقد متن، سبک‌شناسی و جزآن کاربرهای وسیع یافته است. {پررنگ}مطالعات جدید درباب تکامد در قرآن{/پررنگ} همچنان‌که گفتیم موضوع واژه‌های تکامَد در قرآن کریم تا یکی دو دهه‌ی پیش توجه هیچ‌یک از محققان مسلمان یا غیرمسلمان را به خود جلب نکرده بود. به‌جز اشاره‌ی کوتاه و حاشیه‌ای آرتور جفری در کتاب {کج}واژگان دخیل{/کج} (Jeffery, p. 32)، نکاتی پراکنده در نوشته‌های جان ونزبرو (Wansbrouh, pp117-118, 142-143) و اندرو ریپین (Rippin, {کج}EQ{/کج}, 2/229) نیز آمده است. با این همه، نخستین تلاش‌های مستقل در این باب، در قرن بیست و یکم صورت گرفته که البته همچنان نیازمند پژوهش‌های گسترده است. مهم‌ترینِ این مطالعات، یک کتاب عربی، یک رساله‌ی دکتری به آلمانی و یک مقاله‌ی انگلیسی است. نخست باید به کتاب {کج}الألفاظ الوحیدة فی القرآن الکریم و سرّ اعجازها{/کج}، نوشته‌ی علی المجیلی اشاره کرد (قاهرة: حروس للطباعة و النشر، 2002). پس از آن رساله‌ی دکتری اورخان ایلماز است که در سال 2008 در دانشگاه وین (اتریش) دفاع، و مدتی بعد از سوی انتشارات هاراسویتز در ویسبادن آلمان منتشر شد.{پاورقی} هنگام نگارش این مقاله به نسخه‌ی منتشر شده از کتاب اورخان ایلماز دسترسی نداشتم؛ دسترسی به متن رساله‌ی دکتری وی که چندان تفاوتی با کتابِ انتشار یافته ندارد، به لطف دوست گرامی‌ام، سید علی آقایی میسر شد که سپاس‌گزار اویم.{/پاورقی} عنوان اثر چنین است: {کج}مطالعاتی درباب تکامدهای قرآنی با کاربرد یگانه{/کج}.{پاورقی}{چپچین} Orhan Elmaz, {کج}Studien zu den koranischen Hapaxlegomena unikaler Wurzeln{/کج}, Wiesbaden: Harrassowitz Verlag, 2011. 372pp. (Jenaer Beiträge zum Vorderen Orient).{/چپچین}{/پاورقی} و نهایتاً باید از مقاله‌ی آقای شوکت [محمود] توراوا یاد کنم که نوشته‌ی خود با عنوان «واژگان تک‌کاربرد در قرآن: تعیین واژگان دخیل» را نخست در کنفرانسی در دانشگاه نوتردام به سال 2009 ارائه کرد و سپس در سال 2011 آن را منتشر ساخت.{پاورقی}{چپچین} Shawkat M. Toorawa, “Hapaxes in the Qurʾān: identifying and cataloguing lone words (and loan words),” {کج}New perspectives on the Qurʾān: the Qurʾān in its historical context 2{/کج}, edited by Gabriel Said Reynolds, London & New York: Routledge, 2011, pp. 193-245. {/چپچین}{/پاورقی} از میان این آثار، در ادامه‌ی مقاله‌ی حاضر به برخی نکات در مقاله‌ی شوکت توراوا اشاره خواهم کرد. گفتنی است در مقالاتی از کریستف لوکسنبرگ، دیوین استیوارت، بهنام صادقی، و ... اشارات موردی به موضوع تکامدهای قرآن آمده که در همین مقاله بدان‌ها اشاره شده است. {پررنگ}جایگاه تکامد در قرآن{/پررنگ} ادبیات به‌جا مانده از عالمان اسلامی ــ لغویان و مفسران مسلمان ــ از قرن دوم و سوم هجری نشان از توجه فراوان ایشان به واژه‌ها یا مفردات قرآنی دارد. یکی از قدیم‌ترین انواع آثار تفسیری که سابقه‌اش را در قرن دوم می‌توان یافت، کتاب‌های مجاز القرآن، معانی القرآن، مشکل القرآن، غریب القرآن، و مانند آن است. درواقع مفسران و لغویان مسلمان همواره در تلاش‌های علمی خویش راجع به واژه‌پژوهی قرآنی، موضوعاتی چون واژه‌های مشکل قرآن، غریب، بیگانه یا دخیل در قرآن را طرح کرده‌اند، با این همه، ایشان درباب واژه‌های "تکامَد" قرآن از آن جهت که تنها یکبار در قرآن آمده‌اند، هیچ‌گاه پژوهش یا مسئله‌ای مطرح نکرده‌اند. نباید پنداشت که استفاده‌ی پیشینیان از اصطلاح "غریب القرآن" در بیان و توصیف برخی واژه‌های قرآن همین مفهوم تکامد در عصر ما را می‌فهمانده است. نخستین نویسندگان غریب القرآن و مشکل القرآن، الفاظ دشوار و غریب قرآن را صرف نظر از تکامد یا مکرّر بودن آن بررسی می‌کرده‌اند و در دوره‌های بعدی، آثار کسانی چون راغب اصفهانی با عنوان {کج}المفردات فی غریب القرآن{/کج}، به شرح تمامی الفاظ و مشتقات قرآنی می‌پردازد.{پاورقی} نمونه‌هایی نادر از توجه عالمان قدیم به موضوع تکامد را در این آثار می‌توان یافت. مثلاًراغب اصفهانی درباره‌ی واژه‌ی تثریب در قرآن می‌نویسد: «التَّثْرِیب: التقریع و التقریر بالذنب. قال تعالى: لا تَثْرِیبَ عَلَیكُمُ الْیوْمَ [یوسف/ 92]، و روی: «إذا زنت أمة أحدكم فلیجلدها و لا یثرّبها»، و لا یعرف من لفظه إلا قولهم: الثَّرْبُ، و هو شحمة رقیقة، و قوله تعالى: یا أَهْلَ یثْرِبَ‏ [الأحزاب/ 13]، أی: أهل المدینة، یصحّ أن یكون أصله من هذا الباب و الیاء تكون فیه زائدة» ({کج}المفردات فی غریب القرآن{/کج}، ص: 173).{/پاورقی} بخش دیگری از تلاش‌های مرتبط به تکامدهای قرآنی به موضوع شمارش کلمات قرآن بازمی‌گردد. عدّ الآی و عد الکلمات از قدیم‌ترین پژوهش‌های عالمان اسلامی درباب متن قرآن بوده است، این امر اگرچه در قرون نخست صرفاً به شمارش تعداد آیات و کلمات هر سوره و کل قرآن منحصر بوده؛ در فهرست‌ها و معجم‌های جدید، به روشنی به موضوع تکامدهای قرآنی کشیده شده است (برای نمونه‌های مشابه در ادبیات غربی، نک. Schmid, p. 441). برخی از معاجم معاصر قرآنی در این باب عبارتند از: {کج}نجوم الفرقان فی اطراف القرآن{/کج} (گوستاو فلوگل)؛ {کج}المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم{/کج} (محمد فؤاد عبدالباقی)؛ {کج}معجم الفاظ القرآن الکریم{/کج} (مجمع اللغة الغربیة بالقاهرة)؛ {کج}معجم الادوات و الضمائر فی القرآن الکریم{/کج} (اسماعیل احمد عمایرة و عبدالحمید مصطفی السید)؛ {کج}المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم حسب جذور الکلمات{/کج} (محمد جعفر صدری)؛ {کج}المعجم الموسوعی لالفاظ القرآن الکریم و قرائاته{/کج} (احمد مختار عمر)؛ {کج}قائمة معجمیة بألفاظ القرآن الکریم و درجات تکرارها{/کج} (محمد حسین ابوالفتوح)؛ {کج}معجم الالفاظ و الاعلام القرآنیة{/کج} (محمد اسماعیل ابراهیم): {کج}الألفاظ الوحیدة فی القرآن الکریم و سرّ اعجازها{/کج}، (علی المجیلی). در قرآن کریم نیز همچون سایر متون کهن ادبی و دینی تکامدهای واژگانی می‌توان یافت. پاره‌ای از سوره‌های مکی چون اخلاص، فلق، عادیات انباشته از تکامدند (برای تفاوت سوره‌های مکی و مدنی از این منظر، نک: Zammit, p. 577). برخی از این تکامدهای قرآنی، واژگانی روزمره و پرکاربردند و برخی دیگر بسیار نادرند و جز در قرآن، به ندرت در سایر متون کهن و معاصر عربی به‌کار می‌روند. گاه پس از ذکر این واژگان نادر، در قرآن الگوی پرسشی "ماادراک ما" آمده است. ونزبرو (Wansbrough, p. 28) اشاره می‌کند که الگوی پرسشی "ماادراک ما" برای تبیین معنای لغوی آنها نیست، بلکه بیشتر کلمه‌ی ماقبل خود را تفسیر و تشریح می‌کند، چه "ماادراک ما" هم پس از ذکر تکامدهایی چون هاویة، سقر، علیون، آمده و هم بعد از کلمات پرکاربردی چون عقبة، یوم الدین، یوم الفصل ذکر شده است. هر تکامَد قرآنی می‌تواند در شمار واژه‌های مشکل، یا غریب قرآن قرار گیرد یا قرار نگیرد. فی‌المثل هیچ‌یک از عالمان اسلامی واژه‌ی تکامَدی چون رمضان (بقرة، 185) و الجمعة (جمعة، 9) را در شمار مشکل القرآن یا غریب القران ذکر نکرده‌اند. به عکس، واژه‌های غریب یا مشکل القرآن ممکن است تکامَد باشند، از قبیل وَقَب (فلق، 3) و عِضِین (حجر، 91)، یا غیرتکامد باشند همانند سَقَر (قمر، 48؛ مدثر، 26، 27، 42) که بیش از یک بار در قرآن به‌کار رفته‌اند. همچنین الفاظ دخیل یا خارجی در قرآن ممکن است تکامَد باشند یا مکرّر در قرآن ذکر شده باشند. مثلاً قسّیسین (مائدة، 82)، ابابیل (فیل، 3)، اباریق (واقعة، 18)، آزر (انعام، 74) و ارَم (فجر، 7) هم دخیل و هم تکامَدند؛ و در مقابل، کلمه‌ای چون استبرق را که همواره در شمار واژه‌های دخیل شمرده‌اند، در قرآن (کهف، 31؛ دخان، 53؛ الرحمن، 54؛ انسان، 21) مکرّر آمده است (قس Rippin, {کج}EQ{/کج}, 2/229). آرتور جفری (Jeffery, p. 32) اشاره می‌کند واژگان دخیلی که از الفاظ غریب نیز باشند، عموماً تکامدند. برخی دانشمندان از موضوع تکامدهای یک متن، برای اثبات وثاقت یا عدم وثاقت انتساب آن متن به مولف و زمانه‌اش استفاده کرده‌اند. فی‌المثل پی ان هریسون در کتابِ (The Problem of the Pastrol Epistles, Oxford, 1921)، با بهره‌گیری از این روش می‌کوشد نشان دهد مجموعه تکامدهای به‌کار رفته در سه رساله‌ی عهد جدید (تیمائوس 1، تیمائوس 2، و تیتوس) انتساب آن‌ها به پولس را مخدوش می‌کند (O’Donnell, p. 209). بررسی تکامدهای به‌کار رفته در یک متن، امروزه در زبانشناسی حقوقی{پاورقی}{چپچین} Forensic linguistics.{/چپچین}{/پاورقی} نیز کاربردهایی یافته است. برخی محققان غربی چون جیمز بلَمی و دیوین استیوارت کوشیده‌اند تکامد بودن برخی واژگان قرآن را شاهدی بر تصحیف آن بینگارند (برای نقد این روش نک. Sadeghi, 2012, p. 23, 33). گذشته از موارد فوق، اهمیت بررسی تکامَد در هر متن کهن از آنجا ناشی می‌شود که یکی از مهم‌ترین منابع فهم الفاظ این متون، خود آنها هستند. هرچه کاربرد یک واژه و مشتقات آن در متنی کهن بیشتر باشد، فهم معنا و کاربردهای مختلف آن واژه در آن متن آسان‌تر است؛{پاورقی} فهم و تفسیر کلمات با کمک هم وقتی دو یا سه بار تکرار می‌شوند: در غیر موارد تکامد، تکرار ریشه به فهم معنای برخی کلمات کمک می‌کند. مثلاً در یا جِبالُ أَوِّبی‏ مَعَهُ وَ الطَّیرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدید (سبأ، 10)؛ در اینجا اوّبی را با توجه به مشتقات دیگر اَوَبَ مانند اواب، ایابهم، اوابین، مآب می‌توان به معنای بازگشتن و بازگرداندن گرفت. دو مجموعه مثال دیگر عبارتند از: مشتقات (باء تبوّءو، نتبوأ یتبوأ مبوأ) و مشتقات (بوراً، البوار، تبور، یبور). به همین ترتیب، زوج آیات زیر نیز با کمک هم بهتر معنا می‌شوند: نَكَصَ عَلى‏ عَقِبَیهِ (انفال، 48)؛ و«‌فَكُنْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ تَنْكِصُونَ» (مومنون، 66)؛ و « لاتبرجن تبرج الجاهلیة» (احزاب، 33) و «غیر متبرجات بزینة» (نور، 60)؛ «ازفت الآزفة» (نجم، 57)؛ و «یوم الآزفة»(غافر:‌18)؛ «ازری» (طه، 31)؛ «آزره» (فتح، 29)؛ « بهیج» (حج: 5؛ ق: 7) «و ذات بهجة» (نمل، 60)؛ «عبس و بسر» (مدثر: 22) و «وجوه یومئذ باسرة» (قیامة: 24)؛‌ «بطرت معیشتها» (قصص: 58) و «بطراً و رئاء الناس» (انفال: 47).{/پاورقی} در صورت قلّت تکرار یا تکامَد بودن آن واژه، توجه بیشتر به متون موازی و معاصر با آن متن اهمیت بیشتر می‌یابد. مثلاً بررسی معنای ایمان، تقوا، تأویل، و صلاة در قرآن به رغم وجوه مختلف معنایی‌شان، آسان‌تر است از بررسی معنایی واژه‌هایی تکامَد چون رقیم، جِبت، یقطین، بصَل، بکّة و مانند آن. به همین سبب، در فهم دقیق‌تر معنای واژگان گروه نخست، ناگزیر از مراجعه و اتکای بیشتر به خود متن و تحولات معنایی خود واژه و مشتقات آن در قرآن هستیم؛ و در مقابل در بررسی معنای واژگان تکامَد قرآنی، علاوه بر خود متن و سیاق منحصر به فرد آن، گاه متون موازی دیگر چون کتاب مقدس، شعر کهن عربی و مانند آن نیز به دریافت ما کمک می‌رساند. برخی تکامدها در هر متن، واژه‌های عادی و روزمره‌اند و عدم تکرار آنها در آن متن (مثلاً قرآن) تصادفی است. دلیل تکامد شدن آنها، عدم نیاز مجدد با تکرار آن لفظ ــ و نه غرابت و خاص بودن آن ــ بوده است (Casanowicz, p. 226). کلمات تکامدی چون رمضان، جمعه، الهدهد، الفیل، عسل، العنکبوت، الشتاء، و الصیف در قرآن از این قبیل‌اند. (برای نمونه‌هایی از تکامدهای عادی و روزمره در عهد قدیم نک. همانجا). ونزبرو (ص 118) اظهار شگفتی می‌کند که شمار زیادی از تکامدهای قرآنی چون بَحث، تَبَسَّم، مجالِس، جوف، سَکَت، لفظ، حَرَّک، حَصَّل را اساساً نمی‌توان در فهرست واژگان غریب و نادر قرار دارد. به اعتقاد وی، دشوار می‌توان تصور کرد این ریشه‌ها و واژه‌ها در زبان عربی دوران تدوین، رواج عمومی نداشته‌اند. در مقابل، پاره‌ای از ریشه‌ها و الفاظ تکامد به‌کار رفته در قرآن، امروزه در زبان عربی به هیچ صورت اشتقاقی به‌کار نمی‌روند، جز برای نقل همان واژه‌ی تکامد در قرآن. مشابه این امر را در سایر متون کهن چون آثار ادبی یونان، عهدین، شاهنامه، تاریخ بیهقی، و دیوان حافظ و آثار شکسپیر نیز می‌توان یافت. در پاره‌ای موارد، علت ورود تکامدها در یک متن کهن را حدس می‌توان زد. مثلاً در بخش‌های از عهد قدیم که در شمال فلسطین نگاشته شده، واژه‌هایی به‌کار رفته که در بخش جنوبی فلسطین شناخته شده نیست. همچنین احتمال ورود این کلمات در بخش‌هایی از عهد قدیم که به مباحث تخصصی و تکنیکی می‌پردازد، بسیار بیشتر از مواضع دیگر است؛ مثلاً در سفر لاویان، باب 11؛ سفر تثنیه، باب 14، در ذکر اسامی حیوانات؛ و کتاب حزقیال، باب 27، در فهرست کالاهای تجاری (Casanowicz, p. 226). نمونه‌های مشابه قرآنی آن را در شمارش اطعمه‌ی حرام در سوره‌ی مائدة (آیه‌ی 3 و 103) و نیز ذکر درخواست بنی‌اسرائیل برای خوراکی‌های جدید در سوره‌ی بقرة (آیه‌ی 61) می‌توان یافت. {پررنگ}منابع فهم بهتر تکامدهای قرآن{/پررنگ} روشن است که قرآن کریم قدیم‌ترین متن موثق موجود از زبان عربی است که در اختیار داریم. اشعار منسوب به شاعران جاهلی، حدیث نبوی و متون به‌جامانده از قرون نخست، نزدیک‌ترین آثار کهن عربی به‌قرآن اند. برای فهم دقیق‌تر تکامدهای قرآنی، پاره‌ای از منابع موازی و متون بیرونی را که در فهم بهتر تکامدهای قرآنی به ما کمک می‌رسانند چنین می‌توان برشمرد: الف) کتب لغت: این رایج‌ترین، آسان‌ترین و پرخطرترین راه برای فهم واژه‌ی تکامد است، چراکه کتب لغت در هر زبان گاه دو سه قرن پس از پیدایش خود آن متن تدوین می‌شوند و معنایی که برای تکامدها ارائه می‌دهند آمیخته با انبوهی ذهنیت‌ها، تفسیرها و حدس‌های عالمان بعدی است.{پاورقی} نمونه‌ای داوری‌های قدیمی راجع به جعل ابیات برای تفسیر کلمات قرآن را در تفسیر فرّاء می‌توان یافت. وی ({کج}معانی القرآن{/کج}، 3/242) می‌نویسد: اجتمع المفسرون: علی أن معنی «عَسْعَسَ»: أدبر، و كان بعض أصحابنا یزعم أن عسعس: دنا من أوله و أظلم، و كان أبو البلاد النحوی ینشد فیه عسعس حتی لو یشاء أدّنا كان له من ضوئه مقبس‏ یرید: إذ دنا، ثم یلقی همزة إذ، و یدغم الذال فی الدال، و{راده} كانوا یرون أن هذا البیت مصنوع{/راده}.{/پاورقی} ب) استناد به حدیث نبوی یا شعر جاهلی. این دو روش از قدیم در سنت اسلامی رایج و مقبول بوده است. نمونه‌ی مشهور آن را در {کج}مسائل نافع بن ازرق{/کج} می‌یابیم. در سده‌ی اخیر تردیدهایی در وثاقت تاریخی این اشعار طرح شده است. ج) استناد به اقوال صحابه و تابعین. این روش نیز مشابه با بهره‌گیری از متون لغوی متأخر از قرآن است. به‌سادگی می‌توان حدس زد که برخی معانی ذکرشده برای تکامدهای قرآنی در زمانی نسبتاً دیرهنگام پدید آمده و صرفاً برای افزایش اعتبار و حجیت به صحابه و تابعین نسبت داده شده‌اند. د) مقایسه با متون موازی از قبیل عهدین، مانند مشابهت واژه‌ی "یقطین" در صافات، ‌با قیقایون (קִּיקָיוֹן) در عهد قدیم، کتاب یونس، باب 4، آیات 9ـ10. بسیاری از تکامدهای قرآنی در سیاق داستانی ذکر شده‌اند که عیناً در همان داستان در عهد قدیم یا جدید نیز به‌کار رفته‌اند. نمونه‌ی دیگر را می‌توان کلمه‌ی قِثّاء (بقرة، 61) دانست که مفسران قرآن همواره در میان خیار و خربزه مردد بوده‌اند. این کلمه در عهد قدیم خربزه آمده است.؟{پاورقی}محمد جمال الدین القاسمی ({کج}محاسن التاویل{/کج}، 1/314) در تفسیر فوم (بقرة، 61) با استناد به همین روش می‌نویسد: «فُومِها هو الثوم لقراءة ابن مسعود «و ثومها» و للتصریح به فی التوراة فی هذه القصة.» این نشان می‌دهد که وی برای تعیین معنای تکامدی چون فوم، هم به قرائت ابن‌مسعود و هم به متن موازی قرآن یعنی عهد قدیم توجه دارد. نیز ابوحیان غرناطی (1/376) در تفسیر همین واژه می‌نویسد: وَ فُومِها: تقدّم الكلام فیه، و للمفسرین فیه أقاویل ستة: {راده}أحدها: أنه الثوم، و بینته قراءة ابن مسعود: و ثومها بالثاء، و هو المناسب للبقل و العدس و البصل{/راده}. الثانی: قاله ابن عباس و الحسن و قتادة و السدّی: أنه الحنطة. الثالث: أنه الحبوب كلها. الرابع: أنه الخبز، قاله مجاهد و ابن عطاء و ابن زید. الخامس: أنه الحمص. السادس: أنه السنبلة{/پاورقی} هـ) کمک گرفتن از زبان‌های مجاور و زبان‌شناسی تطبیقی سامی. نظیر مشابهت دوگانه‌ی "جبت/طاغوت" در قرآن (نساء، 51) با دوگانه‌ی گبت/طاعوت در عهدین امهاری.{پاورقی} مانفرد کروپ نشان می‌دهد که گبت در آنجا به معنای خدایان دروغین و نوپدید است. نک. مقاله‌ی وی با عنوان «فراتر از ظواهر مفردات: مائدة، شیطان، جِبت و طاغوت: سازوکارهای انتقال واژگان به کتاب مقدسِ اَمهاری (حبشی) و متن عربی قرآن» در زیر: {چپچین} Manfred Kropp, “Beyond single words: {کج}Māʾida - Shayṭān - jibt {/کج}and {کج}ṭāghūt{/کج}. Mechanisms of transmission into the Ethiopic (Gəʿəz) Bible and the Qurʾānic text,” {کج}The Qurʾān in its historical context{/کج}, edited by Gabriel Said Reynolds, London & New York: Routledge, 2007, pp. 204-216. {/چپچین}{/پاورقی} دانشمندان اسلامی مکرراً از این روش و البته گاه به صورت ناصحیح و غیرانتقادی بهره برده‌اند. از همین رو، برخی از واژه‌های قرآن را از خاستگاهی سریانی، یونانی، فارسی، قبطی و حتی ترکی دانسته‌اند که امروزه به سادگی عربی بودن آنها برما معلوم است (Jeffery, p. 32; Welch, p. 419). ریپین (Rippin, 2011, p. 253) اشاره می‌کند که تکامدهای قرآنی را عالمان اسلامی به صرافت ذهنی خود در شمار واژگان دخیل قرار می‌داده‌اند، گواینکه در برخی موارد به وضوح، معنا و اشتقاق عربی از آن کلمه به ذهن امروزی ما متبادر می‌شود. این امر علل گوناگونی می‌توانسته داشته باشد. و) مقایسه‌ی قرائات قرآن. بررسی اختلاف قرائات نیز در شناخت برخی تکامدهای غریب قرآن موثّر است. ادبیات اسلامی سه قرن نخست حاوی گزارش‌هایی از خوانش‌های متفاوت آیات قرآنی است. این گزارش‌ها بر سه دسته‌اند: نخست قرائاتی که از آغاز قرن چهارم هجری به قرائات رسمی هفتگانه موسوم شده‌اند؛ دوم قرائات غیررسمی یا شاذّ که از همان زمان در آثار جداگانه‌ای تدوین یافته‌اند و شمار این قرائات به بیش از 50 می‌رسد؛ سوم نقل‌هایی از صحابه و برخی تابعین دایر بر خوانشی متفاوت از برخی کلمات قرآن مانند طلح و طلع.{پاورقی} محمد جمال الدین القاسمی ({کج}محاسن التاویل{/کج}، 1/314) در تفسیر فوم (بقرة، 61) می‌نویسد: «فُومِها هو الثوم لقراءة ابن مسعود «و ثومها» و للتصریح به فی التوراة فی هذه القصة.» این نشان می‌دهد که وی برای تعیین معنای تکامدی چون فوم، هم به قرائت ابن‌مسعود و هم به متن موازی قرآن یعنی عهد قدیم توجه دارد. نیز ابوحیان غرناطی (1/376) در تفسیر همین واژه می‌نویسد: «وَ فُومِها: تقدّم الكلام فیه، و للمفسرین فیه أقاویل ستة: {راده}أحدها: أنه الثوم، و بینته قراءة ابن مسعود: و ثومها بالثاء، و هو المناسب للبقل و العدس و البصل{/راده}. الثانی: قاله ابن عباس و الحسن و قتادة و السدّی: أنه الحنطة. الثالث: أنه الحبوب كلها. الرابع: أنه الخبز، قاله مجاهد و ابن عطاء و ابن زید. الخامس: أنه الحمص. السادس: أنه السنبلة.»{/پاورقی} «قال الجوهری و {راده}الطلح لغة فی الطلع{/راده} قلت: و قد روى ابن أبی حاتم من حدیث الحسن بن سعد عن شیخ من همدان قال: سمعت علیا یقول هذا الحرف فی طَلْحٍ مَنْضُودٍ، قال: طلع منضود، فعلى هذا یكون من صفة السدر، فكأنه وصفه بأنه مخضود، و هو الذی لا شوك له، و أن طلعه منضود و هو كثرة ثمره، و اللّه أعلم.» ابن‌کثیر، 8/15ـ16 {پررنگ}ملاک‌های تعیین تکامد{/پررنگ} از مهم‌ترین مباحث مرتبط با موضوع تکامدهای قرآنی، تعیین ملاکی برای یافتن و سنجش واژه‌های تکامد است. کازانویکس ظاهراً نخستین کسی است که به تفاوت میان تکامد واقعی و غیرواقعی اشاره کرده است. وی (Casanowicz, p. 226) در مقاله‌ی خود در {کج}دائرة المعارف یهودی{/کج} می‌گوید: «در عهد قدیم 1500 واژه‌ی تکامد یافت می‌شود که تنها 400 تای آنها تکامد واقعی‌اند.» مراد وی از تکامد واقعی، واژه‌ای است که به هیچ صورتی نتوان چیزی از مشتقات احتمالی آن واژه در متن مورد نظر یافت. تکامد غیرواقعی بر الفاظ غریبی اطلاق می‌شود که به رغم یگانه بودن شکلش، احتمال هم‌ریشه بودن آن با واژه‌ی غریب دیگری نیز می‌رود (برای مثال‌های عبری از عهد قدیم نک. همانجا). همچنین در برخی محققان عهدین، تکرار مشتقات یک واژه تا زمانی که صورت صرفی و اشتقاقی آن متفاوت باشد، ضرری به تکامد بودن آن نمی‌زند (Mardaga, p. 264). بر این اساس، ورود قاتل و قاتلون در یک متن این واژه را غیر تکامد می‌کند اما وجود قاتل و مقتول در همان متن، منافی تکامد بودن آن دو واژه نیست (برای دیدگاه‌های دیگر نک. همانجا) تعداد دقیق تکامَدهای قرآن را شاید نتوان به درستی و دقت تعیین کرد. علاوه بر مشکل تعیین ریشه‌ی برخی از کلمات قرآن، شمارش تکامدها تا اندازه‌ای به مبنا و سلیقه‌ی گردآورنده وابسته است. فی‌المثل ونزبرو (Wansbrough, p. 117) می‌نویسد مجموع 78000 کلمه‌ی قرآن بر روی هم، به حدود 1850 ریشه‌ی عربی بازمی‌گردد که با کنار گذاشتن اسامی اعلام و خاص، 445 تا تکامَدند. این نشان می‌دهد وی اسامی اعلام و خاص چون یثرب، یعوق، یغوث، بکة، مروة، ماروت، قریش، جودی، عرفات، بابل و آزر را در محاسبه نیاورده، امّا با نگاهی موسّع‌تر، برخی تکامدهای غیرواقعی را در نظر داشته است. در مقابل، شمارش زامیت (Zammit, p. 577) به عدد 386 تکامد محدود می‌ماند. از سوی دیگر، بهنام صادقی (Sadeghi, 2011, 245) درک و کاربردی بسیار وسیع‌تر از تکامد قرآنی را مطرح می‌کند. وی به منظور سنجش طرح شادروان مهدی بازرگان در تاریخ‌گذاری سوره‌های قرآن، تکامد را به معنای ساخت و کاربردی از هر کلمه می‌گیرد که با توجه به شکل اعرابی‌اش تنها یک بار در قرآن به کار رفته باشد. وی به‌جای آنکه شمارش کلمه‌ها، تکواژها (morpheme) را می‌شمارد. بر این اساس، مثلاً "والجمیلُ" دارای 4 تکواژ و "جمیلٌ" دارای 2 تکواژ است. صادقی بر این مبنا، تعداد تکامدهای قرآنی را در مقاله‌ی فوق الذکر به 4000 عدد می‌رساند. می‌توان گفت مراد از تکامَد بودن در متن، وحدت و فردیت ریاضی نیست؛ بلکه منظور آن است که واژه‌ای در دو جای مستقل و مختلف از متن (مثلاً در قرآن) به کار نرفته باشد. از این رو، تکرار عین واژه یا اشتقاق آن در سیاق و جمله‌ی واحد، منافی تکامَد بودن آن واژه نیست. لذا کلماتی چون صِنوان (رعد، 4) و انفال (انفال، 1) به رغم تکرار، تکامَد به شمار می‌آیند، چرا که در آیه‌ای واحد، دو بار بدون فاصله به‌کار رفته‌اند،{پاورقی} با تمام این احوال، به نظر راقم این سطور، این سوال نیازمند بررسی تفصیلی است که آیا واژه‌ای دوبار در دو آیه با فاصله‌ای اندک ذکر شده است، از قبیل تکامد به‌شمار نمی‌آید؟ مثلاً واژه‌ی الجُبّ در آیات 10 و 15 سوره‌ی یوسف: قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ لا تَقْتُلُوا یوسُفَ وَ أَلْقُوهُ فی‏ غَیابَتِ الْجُبِّ یلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّیارَةِ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلینَ (یوسف، 10)؛ فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ یجْعَلُوهُ فی‏ غَیابَتِ الْجُبِّ وَ أَوْحَینا إِلَیهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لا یشْعُرُونَ (یوسف، 15). نمونه‌ی دیگر نیز واژه‌ی جِثیاً در آیات 68 و 72 سوره‌ی مریم است.{/پاورقی} اما تنّور به سبب تکرار در دو سیاق مختلف (هود، 40؛ مومنون، 27) تکامَد شناخته نمی‌شود.{پاورقی} الوَدق (نور، 43؛ روم، 48)، یهیج (زمر، 21؛ حدید، 20)؛ اثاث (نحل، 80؛ مریم، 74)، اوّاه (توبة، 114؛ هود، 75)؛ باخع (کهف، 6؛ شعراء، 3)، ابرص (آل‌عمران، 49؛ مائدة، 110)، بعیر (یوسف، 65 و 72) نیز از همین قبیل‌اند و اصطلاحاً {کج}dis legomenon{/کج} خوانده می‌شوند. {/پاورقی} بر اساس مبنایی که در اینجا ذکر شد، من پاره‌ای از کلمات قرآنی را که در آیه‌ای واحد دو و گاه سه بار مکرّر شده‌اند، در شمار تکامدهای قرآنی آورده‌ام. نمونه‌های زیر از این قبیل خواهند بود: {راده}تَزَوَّدُوا{/راده} فَإِنَّ خَیرَ {راده}الزَّادِ{/راده} التَّقْوی‏ (بقرة، 197)؛ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیهِ {راده}یلْهَثْ{/راده} أَوْ تَتْرُكْهُ {راده}یلْهَثْ{/راده} (اعراف، 176)؛ یسْئَلُونَكَ عَنِ {راده}الْأنْفالِ{/راده} قُلِ {راده}الْأنْفالُ{/راده} لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ (انفال، 1)؛{راده} {/راده}وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ {راده}تُبْسَلَ{/راده} نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ لَیسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِی وَ لا شَفیعٌ وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا یؤْخَذْ مِنْها أُولئِكَ الَّذینَ {راده}أُبْسِلُوا{/راده} بِما كَسَبُوا (انعام، 70)؛ فَلَمَّا رَأَی الْقَمَرَ {راده}بازِغاً{/راده} قالَ هذا رَبِّی (انعام، 77) فَلَمَّا رَأَی الشَّمْسَ {راده}بازِغَةً{/راده} قالَ هذا رَبِّی هذا أَكْبَرُ (انعام، 78)؛ بِئْسَ {راده}الرِّفْدُ{/راده} {راده}الْمَرْفُودُ{/راده} (هود، 99)؛ {راده}صِنْوانٌ{/راده} وَ غَیرُ {راده}صِنْوانٍ{/راده} (رعد، 4)؛ وَ لا {راده}تُبَذِّرْ{/راده} {راده}تَبْذیراً{/راده} * إِنَّ {راده}الْمُبَذِّرینَ{/راده} كانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ (اسراء، 26ـ27)؛ لَنْ یخْلُقُوا {راده}ذُباباً{/راده} وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یسْلُبْهُمُ {راده}الذُّبابُ{/راده} شَیئاً لا یسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ (حج، 73)؛ {راده}هَیهاتَ{/راده} {راده}هَیهاتَ{/راده} لِما تُوعَدُونَ (مومنون، 36)؛ أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیاطینَ عَلَی الْكافِرینَ {راده}تَؤُزُّهُمْ{/راده} {راده}أَزًّا{/راده} (مریم، 83) الْمِصْباحُ فی‏ {راده}زُجاجَةٍ{/راده} {راده}الزُّجاجَةُ{/راده} كَأَنَّها كَوْكَبٌ (نور، 35)؛ {راده}وَیكَأَنَّ{/راده} اللَّهَ یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ یقْدِرُ لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَینا لَخَسَفَ بِنا {راده}وَیكَأَنَّهُ{/راده} لا یفْلِحُ الْكافِرُون (قصص، 82)؛ أَمْ {راده}أَبْرَمُوا{/راده} أَمْراً فَإِنَّا {راده}مُبْرِمُونَ{/راده} (زخرف، 79)؛ {راده}یغْلی{/راده}‏ فِی الْبُطُونِ كَ{راده}غَلْی{/راده} الْحَمیم (دخان، 45ـ46)؛ أألْقِی الذِّكْرُ عَلَیهِ مِنْ بَینِنا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ {راده}أَشِرٌ{/راده} * سَیعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ {راده}الْأَشِرُ{/راده} (قمر، 26)؛ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ {راده}تَنْفُذُوا{/راده} مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَ{راده}انْفُذُو{/راده}ا لا {راده}تَنْفُذُونَ{/راده} إِلاَّ بِسُلْطانٍ (الرحمن، 33)؛ إِذا {راده}رُجَّتِ{/راده} الْأَرْضُ {راده}رَجًّا{/راده} (واقعة، 4)؛ وَ {راده}بُسَّتِ{/راده} الْجِبالُ {راده}بَسًّاً{/راده} (واقعة، 5)؛ و {راده}الناشطات{/راده} {راده}نشطاً{/راده} (نازعات، 2)؛ وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ {راده}تَبَتَّلْ{/راده} إِلَیهِ {راده}تَبْتیلاً{/راده} (مزّمّل، 8)؛ إِذا قیلَ لَكُمْ {راده}تَفَسَّحُوا{/راده} فِی الْمَجالِسِ فَ{راده}افْسَحُوا{/راده} {راده}یفْسَحِ{/راده} اللَّهُ لَكُم (مجادلة، 11)؛ إِنَّكَ {راده}كادِحٌ{/راده} إِلی‏ رَبِّكَ {راده}كَدْحاً{/راده} (انشقاق، 6)؛ از سوی دیگر، شباهت ظاهری در اشتقاق دو کلمه‌ی مشابه (و ظاهراً هم‌ریشه) صرفاً عامل تعیین تکرار و عدم تکرار نیست. گاه دو کلمه‌ی ظاهراً مشابه، از ریشه‌های متفاوت، و بالتبع دارای معانی مختلف‌اند. مثلاً البِرّ به معنای نیکی و مشتقات آن چون ابرار، بررة، و تبَرّوا، بیش از 20 بار در قرآن به‌کار رفته‌اند، اما البَرّ به معنای یکی از اسم‌های خاص الهی (طور، 28: إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحیمُ) تنها یکبار در قرآن به‌کار رفته و معنایی متفاوت دارد (قسBöwering, p. 321 ). نمونه‌ی دیگر دیة به معنای خونبهاست که تنها در آیه‌ی نساء، 92 ذکر شده است. {پاورقی} وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْریرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِیةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ إِلاَّ أَنْ یصَّدَّقُوا فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْریرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَینَكُمْ وَ بَینَهُمْ میثاقٌ فَدِیةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ وَ تَحْریرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ (نساء، 92).{/پاورقی} ساخت ظاهری آن نشان می‌دهد که باید مثال واوی و از ریشه‌ی ودی باشد؛ مع ذلک، نمی‌توان آن را هم‌ریشه و هم معنا با وادی و اودیه (ابراهیم، 37؛ رعد، 17؛ توبة، 121؛ شعراء، 225؛ نمل، 18؛ قصص، 30؛ احقاف، 24) دانست.{پاورقی} ریچارد کیمبر در مقاله‌ی «خونبها» (Richard Kimber, Blood Money, {کج}EQ{/کج}, 1/239) به تکامد بودن این واژه اشاره کرده است، با این حال، این واژه در فهرست شوکت توراوا نیامده است.{/پاورقی} همچنین بَدْر و بِدَاراً هر دو از ریشه‌ی "بدر" اند اما هر دو تکامدند؛ بِیض (فاطر، 27) از سفیدی و بیضاء است و غیرتکامد، اما بَیض (صافات، 49) به معنای تخم است و تکامد. بعوضة (بقرة، 26) نیز ربطی به بعض ندارد و لذا تکامد است. بر این اساس، واژه‌هایی چون بحیرة، وَصیلَة و حام (مائدة، 103) را ــ به رغم کاربردهایی چون البحار و البحر ــ تکامد می‌دانیم، چراکه این اسامی صرف نظر از اشتقاقشان به معنایی خاص و بر موجودی خاص اطلاق می‌شوند. از همین قبیل است برخی دیگر از نام‌ها و صفات الهی چون الجبّار (حشر، 23){پاورقی} واژه‌ی گِبّور در زبان عبری و در عهد قدیم به معنای القادر یا خداوند قادر به‌کار می‌رود. این نکته به این حدس را به ذهن متبادر می‌کند که الجبار در آیه‌ی سوره‌ی حشر، و جبار به معنای ظالم و ستمگر مشترک لفظی به شمار می‌آیند. در نمونه‌های زیر از عهد قدیم، واژه‌ی گِبّور بدون همراهی نام خداوند (یهوه یا الوهیم)، به تنهایی بر خداوند اطلاق شده است: در مزامیر، 24/ 8 آمده است: {چپچین}מִי זֶה, מֶלֶךְ הַכָּבוֹד: יְהוָה, עִזּוּז וְ{راده}גִבּוֹר{/راده}; יְהוָה, {راده}גִּבּוֹר{/راده} מִלְחָמָה.{/چپچین} {چپچین} ‘Who is the King of glory?’ ‘The LORD strong and mighty, the LORD mighty in battle.’ {/چپچین} در تثنیه، 10 /17 آمده است: {چپچین}כִּי, יְהוָה אֱלֹהֵיכֶם--הוּא אֱלֹהֵי הָאֱלֹהִים, וַאֲדֹנֵי הָאֲדֹנִים: הָאֵל הַגָּדֹל {راده}הַגִּבֹּר{/راده}, וְהַנּוֹרָא, אֲשֶׁר לֹא-יִשָּׂא פָנִים, וְלֹא יִקַּח שֹׁחַד {/چپچین} {چپچین} For the LORD your God, He is God of gods, and Lord of lords, the great God, the mighty, and the awful, who regardeth not persons, nor taketh reward. {/چپچین} در نحمیا، 9 /32 آمده است: {چپچین} וְעַתָּה אֱלֹהֵינוּ הָאֵל הַגָּדוֹל {راده}הַגִּבּוֹר{/راده}{/چپچین} {چپچین} Now therefore, our God, the great, the mighty, and the awful God. {/چپچین} در اشعیاء، 10، 21 آمده است:  {چپچین}שְׁאָר יָשׁוּב, שְׁאָר יַעֲקֹב--אֶל-אֵל, {راده}גִּבּוֹר{/راده} {/چپچین} {چپچین} A remnant shall return, even the remnant of Jacob, unto God the Mighty. {/چپچین} در ارمیا، 32 / 18 آمده است: {چپچین}הָאֵל הַגָּדוֹל {راده}הַגִּבּוֹר{/راده}, יְהוָה צְבָאוֹת שְׁמוֹ{/چپچین} {چپچین} the great, the mighty God, the LORD of hosts is His name. {/چپچین} {/پاورقی} ، السّلام (حشر، 23){پاورقی}"شالوم" نیز در زبان عبری و در عهد قدیم، بر خداوند اطلاق شده است. مثلاً در داوران، 6 /24 آمده است: {چپچین}וַיִּבֶן שָׁם גִּדְעוֹן מִזְבֵּחַ לַיהוָה, וַיִּקְרָא-לוֹ {راده}יְהוָה שָׁלוֹם{/راده}.{/چپچین}{چپچین} Then Gideon built an altar there unto the LORD, and called it 'Adonai-shalom'. {/چپچین}{/پاورقی} که در اطلاق بر خداوند، معنایی بسیار متفاوت با جبّار و سَلام عرفی دارند. لذا الجبار و السلام گویی تنها یک بار در قرآن به‌کار رفته و تکامدند. در فهرست پایانی، نام‌های دیگر الهی چون احد (اخلاص، 1){پاورقی} نمونه‌ای خاص از اطلاق نام أحد بر خداوند در سفر تثنیه، باب 6، آیه‌ی 4 چنین آمده است: {چپچین}שְׁמַע, יִשְׂרָאֵל: יְהוָה אֱלֹהֵינוּ, יְהוָה {راده}אֶחָד{/راده} {/چپچین}{چپچین} Hear, O Israel: the Lord our God, the Lord is {راده}one{/راده} (Deuteronomy,6:4).{/چپچین}{/پاورقی} را نیز تکامد دانسته‌ام (نیز نک. Kropp, 2012, p. 250-252). شوکت توراوا در فهرست خود از تکامدهای قرآنی، به هیچ‌یک از موارد اخیر توجه نداشته است.{پاورقی} اِمراً در قالَ أَخَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها لَقَدْ جِئْتَ شَیئاً إِمْراً (کهف، 71) آیا تکامد معنایی نیست؟ در متون تفسیری نیز، برخی امرنا (اسراء، 16) را غیر معنای امر و دستور دانسته، یعنی ظاهراً آن را تکامد پنداشته‌اند. {/پاورقی} تفسیرهای خاص برخی مفسران در گذشته و حال خود می‌تواند یکی دیگر از عوامل ابهام در شمارش تکامدهای قرآنی باشند. در تفاسیر قرآنی، به مواردی برمی‌خوریم که مفسران کلمه‌ای رایج و مفهوم را به معنایی غیر متعارف و گرفته‌اند. مثلاً برخی واژه‌ی "بَرد" در آیه‌ی لا یذُوقُونَ فیها بَرْداً وَ لا شَراباً (نبا، 24) را نه به معنای سرما، بلکه به معنای خواب گرفته‌اند. لذا بنا به تفسیر ایشان، این واژه را با وجود تکرارش در آیه‌ی قُلْنا یا نارُ كُونی‏ بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهیمَ (انبیاء، 69)، می‌توان تکامد دانست. دسته‌ای دیگر ضحک را در آیه‌ی وامرأتُهُ قائمَةٌ فَضَحِکَت (هود، 71) نه به معنای خنده، بلکه به معنای عادت ماهیانه دانسته‌اند. مسئله‌ی قرائات قرآن یکی دیگر از عوامل اثرگذار بر تعیین تعداد تکامدها در قرآن است. روشن است که در میان قرائات رسمی و شواذ قرآن و نیز در میان قرائات منسوب به صحابه و اهل البیت (علیهم السلام)، مواردی را می‌توان یافت که تغییر خوانش کلمه، تکامدی را غیر تکامد می‌کند و به‌عکس، واژه‌ی عادی را به تکامد تبدیل می‌کند. نمونه‌ی آن قرائت منسوب به امیرالمؤمنین علی علیه السلام در خواندن کلمه‌ی طلع در آیه‌ی وطَلحٍ مَنضُودٍ (واقعة، 29) است (طبری، 27/104؛ طبرسی، 9/330). اگر این قرائت را بپذیریم، کلمه‌ی طلح به طلع تبدیل و لذا غیرتکامد می‌شود. همچنین مفسران و قرّاء در باب واژه‌ی متعارف جَمَل در آیه‌ی حتی یلج الجمل فی سم الخیاط قرائاتی منسوب به ابن‌عباس، سعید بن جبیر و دیگران مطرح کرده‌اند تا آن را نه به معنای شتر، بلکه به معنای طناب شتر بشمارند. این امر، به افزودن تکامدی جدید به قرآن می‌انجامد. زمخشری (2/103) می‌نویسد: «و قرأ ابن عباس: الجُمَّل، بوزن القُمَّل. و سعید بن جبیر: الجُمَل، بوزن النغر. و قرئ: الجُمل بوزن القُفل و الجُمُل، بوزن النُصُب و الجَمل بوزن الحَبل. و معناها القلس الغلیظ لأنه حبال جمعت و جعلت جملة واحدة. و عن ابن عباس رضى اللّه عنه: إنّ اللّه أحسن تشبیهاً من أن یشبه بالجَمَل، یعنى أن الحَبل مناسب للخیط الذی یسلك فی سم الإبرة، و البعیر لا یناسبه، إلا أن قراءة العامّة أوقع لأن سم الابرة مثل فی ضیق المسلك. یقال: أضیق من خرت الابرة. و قالوا للدلیل الماهر: خرّیت، للاهتداء به فی المضایق المشبهة بأخرات الإبرة.» این عبارت که فخرالدین رازی (14/241) نیز آن را عیناً تکرار کرده است، نشان می‌دهد در ذهن برخی مفسران، معنای شتر (الجَمَل) با سیاق آیه تناسب ندارد؛ لذا با بهره‌گیری ایشان از هریک از قرائات شواذ، (الجُمَّل، الجُمَل، الجُمل، الجُمُل، الجَمل)، تکامد جدیدی با ریشه و معنای جدید به قرآن افزوده می‌شود. {پررنگ}انواع تکامدهای قرآنی از نظر ساخت کلمه{/پررنگ} اورخان ایلماز و شوکت توراوا دسته‌بندی‌های مختلفی از تکامدهای قرآنی انجام داده‌اند. من با توسعه و افزایش این دسته‌بندی‌ها، تکامدهای قرآنی را از نظر ساخت کلمه، ترکیب، و ساخت نحوی به دسته‌های زیر تقسیم می‌کنیم. الف) کلمات (اسم یا فعل) با ریشه‌ی ثلاثی. بیشترین تکامدهای قرآنی از همین دسته‌اند. ب) کلمات (اسم یا فعل) با ریشه‌ی رباعی. کلمات با ریشه‌های رباعی چون صفصف، کبکب، حصحص، ذبذب، دمدم، رفرف، عسعس، صیصی، و هدهد، قمطر، قطمر، قسور، عنکب، عرجن، عفرت، ضفدع، صومع، شمئز، شرذم، سردق، زمهر، درهم، حلقم، خرطم، در قرآن تکامدند. برخی از این افعال ریشه‌های روشنی در دیگر زبان‌های سامی چون عبری، امهاری و سریانی دارند. ج) حروف و ادوات. مراد از حروف و ادوات تمامی حروف (جر، نصب، ندا، جواب، قَسم، و مانند آن) و ادوات زبانی‌اند که ریشه‌ی اسمی و فعلی روشنی ندارند. در فهرست حاضر، حروف و ادوات تکامد را نیز در شمار می‌آوریم. بر این اساس، لام قسم (حجر، 72)؛ ای حرف جواب (یونس، 53)؛ هکذا (نمل، 42)؛ هاتین (قصص، 27)؛ مهما (اعراف، 132)، ویکانّ (قصص، 82)، لات (ص، 3) از حروف و ادوات تکامَدند. از این میان، "ای" در آیه‌ی (وَ یسْتَنْبِئُونَكَ أحَقٌّ هُوَ قُلْ إی وَ رَبِّی إنَّهُ لَحَقٌّ وَ ما أنْتُمْ بِمُعْجِزینَ) از حروف تکامد است که در فهرست شوکت توراوا نیامده است. د) ترکیبات تکامد. مراد از ترکیب‌های تکامد، غالباً ترکیب‌های مضاف و مضافٌ‌الیه است که هریک به تنهایی تکامد نیستند، اما ترکیب حاصل از آنها معنایی خاص می‌دهد و تنها یکبار به همان معنا در قرآن به کار رفته است. شوکت توراوا بر این اساس، ترکیبات یوم الجمعة و لیلة القدر را تکامد می‌شمارد. باآنکه ریشه‌های "جمع" و "قدر" در قرآن تکامد نیستند، یوم الجمعة و لیلة القدر تنها یکبار به معنای روز و شبی خاص در قرآن آمده‌اند. بر این اساس، باید برخی اسامی روز قیامت چون یوم التلاق و مانند آن را نیز تکامد بشماریم که از فهرست شوکت توراوا افتاده‌اند. همچنین با آنکه اعلامی چون عمران و ابراهیم در قرآن کریم بر افراد معین و خاص اطلاق شده، آل‌عمران و آل‌ابراهیم به دو مفهوم دیگر اشاره دارند (نک.Schmid, 507) و این دو را می‌توان همانند اِل‌یاسین (صافات، 130) و آل‌داود (سبأ، 13) تکامد قرآنی دانست که در فهرست توراوا وارد نشده‌اند. با این همه، شاید نتوان ترکیبات قرآنی شامل هر عبارت یا جمله‌ای در قرآن دانست. مراد من از ترکیبات، ترکیب‌های وصفی یا اضافی‌اند که مجموعه‌ی آنها به صورت خاص و علَم بر مفهومی اطلاق می‌شوند. توماس باور (Bauer, p. 714) می‌گوید کلمه‌ی فَجّ در عبارت من کلِّ فَجٍّ عمیقٍ (حج، 27) تکامد است. این نشان می‌دهد وی به دو کاربرد فِجاجاً در قرآن کریم (انبیاء، 31؛ نوح، 20) توجهی نداشته است. درواقع مقصود وی آن است که ترکیب «مِن کُلِّ فَجٍّ» اگرچه مکرراً در شعر جاهلی آمده، در قرآن تکامد است. هـ) اعلام و اسم‌های خاص: شامل نام پیامبران، افراد عادی، شهرها و کشورها، بت‌ها، فرشتگان. اعلام تکامد اغلب در قرآن ریشه‌ی غیر عربی دارند. میکال، هاروت، ماروت، یاجوج، ماجوج، نسر، یعوق، یغوث، اللات، العزّی، مناة، سواع، مکه، الصفا، المروة، عرفات، الجودی، الروم، طور، تسنیم، بکة، ارم، بدر، بابل، عزیر، ال‌یاسین، آل‌عمران، آل‌داوود، قریش، المجوس، آزر، زید، ابی‌لهب، احمد، الجمعه، رمضان. برخی اعلام چون احمد (صف، 6) را با وجود تکرار مشتقاتشان در قرآن، در فهرست حاضر به عنوان اعلام تکامد گنجانیده‌ایم. و) فواتح و حروف مقطعه: برخی از حروف مقطعه، در آغاز سوره‌ها مکرر و برخی دیگر تنها یکبار آمده‌اند. به دلیل ویژگی خاص این حروف ــ که در فرهنگ لغات به عنوان کلمه ذکر نمی‌شوند ــ در فهرست حاضر حروف مقطعه‌ی تکامد را نگنجانده‌ایم. این ده حرف تکامد عبارتند از: المر (رعد)، المص (اعراف)، ص (ص)، طس (نمل)، طه (طه)، ق (ق)، کهیعص (مریم)، ن (قلم)، عسق (شوری، 2)، یس (یس). ز) ساختارهای نحوی و الگوهای بیانی. موضوع تکامد اگرچه نخست برای واژه‌های تک‌کاربرد در یک متن مطرح شده است، اکنون می‌تواند موضوع ساخت‌های صرفی، نحوی و الگوهای بیانی خاص و تکامد در یک متن را نیز دربرگیرد. در قرآن کریم همانند هر یک از متون کهن ادبی، و دینی، به برخی الگوهای صرفی، اشتقاقی و نحوی برمی‌خوریم که تنها یک بار نمونه‌ی آن را در این کتاب می‌یابیم. از همین رو، کلماتی چون التَهلُکَة (بقرة، 195) و القُدُوس (جمعه، 1؛ حشر، 23) دارای ساخت صرفی (تَفعُلَة و فُعُّول) تکامدند و الگوهایی چون إن هذان لساحران (طه، 63)؛ لَعَمرُک (حجر، 72)؛ قال نسوة (یوسف، 30)؛ ای و ربّی (یونس، 53)؛ اسرّوا النَّجوی (انبیاء، 3)؛ و المقیمین (نساء، 162)؛ خصمان اختصموا (حج، 19) را می‌توان تکامدهای نحوی و بیانی در قرآن دانست. این امر که موضوع مقاله‌ی حاضر نیست، خود باید در مقاله‌ای جداگانه بررسی و تحلیل گردد. {پررنگ}فهرستی اولیه از تکامدهای قرآنی{/پررنگ} در فهرست زیر، تنها به گردآوری تکامدهای واقعی توجه داشته‌ایم و چنانچه از یک کلمه دو مشتق متفاوت در دو معنای مختلف به کار رفته باشند، آن‌ها را تکامد ندانسته‌ایم. با این حال، ادوات، حروف، اعلام و ترکیب‌های تکامد را نیز در نظر داشته‌ایم. از سوی دیگر ملاک وحدت و تکرار ریاضی ندانسته‌ایم. لذا چنانچه کلمه‌ای دوبار در آیه و سیاقی واحد به‌کار رفته باشد، در فهرست حاضر تکامد قلمداد شده است. جدول زیر از تکامدهای قرآنی به ترتیب الفبایی و بر اساس ریشه‌ی لغات تنظیم شده است. یافتن ریشه‌ی تمام لغات قرآنی همواره روشن و آسان نیست. گاه برخی کلمه‌ای را ثلاثی و برخی همان را رباعی می‌دانند. مثلاً شوکت توراوا، فکُبکِبوا (شعراء، 94) را ذیل کبک فهرست کرده، یعنی آن را ثلاثی دانسته و من در فهرست کنونی، آن را رباعی از ریشه‌ی کبکب خوانده‌ام. به همین سان شناخت نوع کلمات معتل (ناقص یا اجوف یا مثال؛ واوی یا یایی) نیز از مواضع اختلاف است. نمونه‌ی آن را در اشتقاق کلمه‌ی کفؤا (اخلاص، 3) می‌یابیم (قس Kropp, 2011, p. 255). همچنین گنجاندن اعلام غیرعربی، حروف و ادوات که ریشه‌ی اسمی معینی ندارند، در ترتیب الفبایی حاضر با دشواری‌هایی مواجه بوده است. * : نشانه‌ی اعلام تکامد و اسامی خاص است ـ : نشانه‌ی حروف یا ادوات تکامد است حروف مقطعه در جدول نیامده است {جدول عرض:"500" قاب:"2" وسط} {ردیف} {خانه}{وسط}ریشه{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}آدرس{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}متن آیه در قرآن{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}الف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}سبا،13{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}آل داود{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}آل عمران،33 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}آل عمران{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}ابب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}عبس،31{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}ابّاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}اببل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}فیل،3{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}ابابیل{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}ابرق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}واقعة،18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}اباریق{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}ابرق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}صافات،140{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}اَبَقَ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}اثل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}سبأ،16{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} أثل {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} احد(*) {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اخلاص،1 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} احد {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ادد {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مریم،89 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اِدّاَ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ارب {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نور،31 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الإربَة {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ارب {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه،18 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مآرب {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} * {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فجر،7 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اِرَم {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} * {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انعام،74 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} آزر {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ازز {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مریم،83 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تؤزّهم ازّاً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} اسس {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} توبة،108و109 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اسّس {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} اسن {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} محمد،15 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} آسِن {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} اشر {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قمر،25و26 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اشِر / الاشِر {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} افل {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انعام، 76، 77، 78 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اَفَلَ / اَفَلَت / الآفلین {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} الت {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طور،21 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اَلتناهم {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} * {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صافات،130 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اِل یاسین {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} الل {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} توبة، 8و10 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} إلّاً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} الو/الی {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نور،22 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یأتَلِ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} امت {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 107 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} امتاً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} امم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مائدة،2 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} آمین(از ریشه امام؟) {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} انف {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} محمد،16 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} آنفاً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} انم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الرحمن،10 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الانام {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} اود {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة،255 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یَؤُوده {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} - {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یونس،53 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} إی {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ایم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نور،32 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الایامی {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ب {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} * {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة،102 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بابل {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بئر {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج،45 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بئرٍ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بتر {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کوثر،3 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الابتر {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بتک {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نساء،119 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فلَیبَتّّکُنَّ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بتل {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مزّمّل،8 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تبتّل الیه تبتیلاً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بجس {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف،160 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انبَجَسَت {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بحث {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مائدة،31 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یبحث {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بدر {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نساء،6 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بداراً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} * {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} آل‌عمران، 123 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بدرٍ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بدن {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یونس،99 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ببدنک {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بدن {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج،36 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} والبُدنَ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بذر {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اسراء، 26و27 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لاتبذّر تبذیراً/ المبذّرین {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} برم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} زخرف،79 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اَبرَمُوا / مُبرِمون {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بزغ {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انعام، 77 و 78{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بازِغاً / بازِغة {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بسس {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} واقعة، 5{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بُسَّت الجبال بسّاً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بسل {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انعام، 70{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ان تُبسَلَ نفس/ ابسلوا {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بسم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انعام، 70{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ان تُبسَلَ نفس/ ابسلوا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بسم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نمل، 19{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تَبَسّم {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بصل {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 61{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بصلها {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بعض {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 26{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بَعُوضَة {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بغل {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نحل، 8{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} البِغال {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بقع {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قصص، 30{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} البقعة {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بقل {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 61{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقلها {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} *{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} آلعمران، 96{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بَکّة {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بلع {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هود، 44{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ابلعی {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بهل {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} آلعمران، 61{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نبتهل {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بید {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کهف، 35{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تبید {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} بیض {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صافات، 49{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بَیضٌ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ت {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ترب {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طارق، 7{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الترائب {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} تعس {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} محمد، 8{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تَعساً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} *{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مطففین، 27{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تسنیم {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} تفث {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 29{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تَفَثَهُم {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} تقن {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نمل، 88{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اتقن {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} تلل {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تین، 1{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} التین {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} تیه {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مائدة، 26{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یتِیهون {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ث {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ثبط {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} توبة، 46{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ثبّطهم {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ثبو/ ثبی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نساء، 71{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ثُبات {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ثجج {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نبأ، 14{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ثَجّاجاً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ثرب {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 92{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تَثریب {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ثری {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 6{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الثری {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ثیب {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تحریم، 6{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ثیبات {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ج {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جبت {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نساء، 51{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الجبت {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جبن {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صافات، 107{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الجبین {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جبه {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} توبة، 35{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جِباههم {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جثث {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ابراهیم، 26{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اجتثّت {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جذو {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قصص، 29{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جَذوة {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جرر {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 150{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یجُرّه {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جرع {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ابراهیم، 17{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یتَجَرّعُه {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جرف {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} توبة، 109{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جُرُف {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جسس {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حجرات، 12{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تجسّسوا {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جفئ {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رعد، 17{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جُفاءً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جفن {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سبأ، 13{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جفانٍ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جفو {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سجدة، 16{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تتجافی {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جلب {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اسراء، 64{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اجلبَ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جلب {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} احزاب، 59{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جَلابیبهنّ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جلس {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مجادلة، 11{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المجالس {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جمح {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} توبة، 57{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یجمَحون {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جمد {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نمل، 88{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جامِدَة {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} * {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جمعة، 9{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الجُمُعَة {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جمم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فجر، 20{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جَمّاً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} * {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هود، 11{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الجودی {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جوس {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اسراء، 5{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جاسوا {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جوف {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} احزاب، 4{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جوفه {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جوو {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نحل، 79{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جَوّ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جود {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ص، 31{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الجیاد {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} جید {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مسد، 5{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جیدها {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ح {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حبک {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ذاریات، 5{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الحُبُک {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حتم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مریم، 71{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حَتماً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حثث {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 54{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حثیثاً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حدب {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انبیاء، 96{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حَدَبٍ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حرد {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قلم، 25{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حَردٍ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حرک {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حاقة، 7{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حُسوماً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حصحص {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 51{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حَصحَص {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حصل {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عادیات، 10{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حُصِّلَ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حفد {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نحل، 72{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حَفَدةً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حفر {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نازعات، 10{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حَافِرة {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حقف {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} احقاف، 21{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الاحقاف{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حلقم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} واقعة، 83{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الحلقوم {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} *{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صف، 6{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} احمد {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حنذ {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هود، 62{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حَنیذٍ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حنک {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اسراء، 62{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لاَحتَنِکَنَّ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حنک {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اسراء، 62{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لاَحتَنِکَنَّ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حوب {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نساء، 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حوباً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حیز {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انفال، 16{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مُتَحَیزاً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حید {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ق، 19{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تَحیدُ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حیر {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انعام، 71{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حَیرانَ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حیف {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نور، 50{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یحیفَ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} خ {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خبء {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نمل، 25 {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الخبء {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خبز {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 35{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الخبز {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خبط {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 275{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یتَخَبَّطه {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خبت {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اسراء، 97{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} خبت {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ختر {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لقمان، 32{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} خَتّار {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خدد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لقمان، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} خَدَّک {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خدد {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بروج، 4{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الاخدود {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خرطم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قلم، 16{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الخرطوم {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خشب {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} منافقون، 4{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} خُشُبٌ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خضد {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} واقعة، 28{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مخضود {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خطط {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عنکبوت، 48{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تَخُطّه {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خلع {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 12{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اخلَع {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خمط {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سبأ، 16{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} خمط {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خنق {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مائدة، 3{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المُنخَنِقة {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} خیم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الرحمن، 72{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الخیام {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} د {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} دثر {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مدثّر، 1{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المُدَّثِّر {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} دحو {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نازعات، 30{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} دَحاها {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} درهم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 20{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} دَراهم {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} دسر {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قمر، 13{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} دُسُر {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} دسس {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شمس، 10{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} دَسّاها {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} دفئ {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نحل، 5{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} دِفء {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} دفق {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طارق، 6{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} دافق {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} دلک {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اسراء، 78{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} دُلُوک {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} دمدم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شمس، 14{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} دَمدَمَ {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} دمغ {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انبیاء، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یدمَغُه {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} دنر {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} آل‌عمران، 75{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} دینار {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} دهق {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نبأ، 34{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} دِهَاقاً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} دهم {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الرحمن، 64{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مُدهامّتان {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} دهی {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قمر، 46{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ادهی {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ذ {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ذءم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مَذءوماً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ذبب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 73{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ذُباباً /الذباب{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ذبذب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نساء، 143{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مُذَبذَبِینَ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ذعن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نور، 49{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مُذعِنینَ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ذخر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} آلعمران، 49{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تدَّخِرون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ذکی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مائدة، 3{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ذکَّیتم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ذهل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تذهل{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ذود{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قصص، 23{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تذودان{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ذیع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نساء، 83{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اذاعوا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ربح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقره، 16{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رَبحَِت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رتع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 12{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یرتَع{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رتق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انبیاء، 30{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رتقاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رجج{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} واقعة، 4{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رجّت الارض رجّاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رحق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مطففین، 25{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رحیق{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رخو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ص، 36{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رُخاءاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ردئ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قصص، 34{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رِدءاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ردم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کهف، 95{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رَدماً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رصص{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صف، 4{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مرصوص{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رغم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نساء، 100{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مُراغَماً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رفد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هود، 99{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الرِفد المَرفُود{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رفرف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الرحمن، 76{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رَفرَف{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رقق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طور، 3{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رَقّ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رقم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کهف، 9{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رقیم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رقم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مطففین، 9و20{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مرقوم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رکد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شوری، 33{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رواکد{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رکز{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مریم، 98{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رکزاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رمح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مائدة، 94{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رماحکم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رمد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ابراهیم، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رماد{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رمز{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} آلعمران، 41{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رمزاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 185{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رمضان{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رهو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} دخان، 24{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رهواً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} روع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هود، 74{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الروع{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} روم، 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الروم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} رون{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مطففین، 14{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رانَ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ریش{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 26{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ریشاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ریع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شعراء، 128{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ریع{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ز{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زبن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} علق، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الزبانیة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زجج{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نور، 35{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} زجاجة الزجاجة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زحف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انفال، 15{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} زحفاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زرب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} غاشیة، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} زَرابی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زرق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 102{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} زرقاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زری{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هود، 31{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تزدری{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زفف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صافات، 94{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یزِفّون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زمل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مزّمّل، 1{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المزّمّل{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زمهر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انسان، 13{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} زمهریراً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زنجبیل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انسان، 17{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} زنجبیلاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زنم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قلم، 13{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} زنیم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زهد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 20{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الزاهدین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زهر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 131{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} زهرة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زود{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 197{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تزودوا فان خیر الزاد{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} زیت{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نور، 35{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} زیتها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} احزاب، 37{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} زید{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} س{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سجی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ضحی، 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سَجی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سحل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 39{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الساحل{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سدی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قیامة، 36{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سُدی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سرد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سبأ، 11{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} السَّرد{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سردق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کهف، 29{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سرادقها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سطح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} غاشیة، 20{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سُطِحت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سطو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 72{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یسطون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سغب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بلد، 14{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مسغبة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سفع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} علق، 15{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لَنَسفَعاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سکب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} واقعة، 31{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مَسکوب{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سکت{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 154{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سَکَتَ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سلب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 73{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یسلُبهم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سلسبل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انسان، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سلسبیلاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سلق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} احزاب، 19{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سلقوکم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سمد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نجم، 61{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سامدون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سمر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مؤمنون، 67{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سامراً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سمک{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نازعات، 28{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سَمکَها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سمم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 40{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سَمّ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سند{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} منافقون، 4{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مُسَنَّدة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سنه{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 259{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یتَسَنّه{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سهر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نازعات، 14{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الساهِرة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سهل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 74{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سُهُولِها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سهم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صافات، 141{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ساهَمَ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سوب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مائدة، 103{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سائبة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سوح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صافات، 177{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ساحَتِهِم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} سوط{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فجر، 13{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سوط{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نوح، 23{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سواعاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ش{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شتو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قریش، 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الشتاء{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شحم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انعام، 146{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شُحُومَهُما{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شرد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انفال، 57{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شَرِّد{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شرذم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شعراء، 57{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شرذمة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شرط{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} محمد، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اشراطها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شعل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مریم، 4{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اشتعل{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شغف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 30{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شَغَفَها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شفه{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بلد، 9{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شفتین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شکس{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} زمر، 29{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} متشاکسون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شکو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نور، 35{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مشکوة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شمت{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 150{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تُشمِت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شمخ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مرسلات، 27{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شامخات{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شمأز{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} زمر، 45{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اشمأزّت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شوب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صافات، 67{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شوباً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شوظ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الرحمن، 35{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شواظ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} شوک{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انفال، 7{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الشوکة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ص{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صخخ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عبس، 33{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الصّاخّة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صرع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حاقة، 7{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صرعی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صعر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لقمان، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تُصَعِّر{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صفصف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 106{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صَفصَفاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صفن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ص، 31{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الصافِنات{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 158{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الصّفا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صکک{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ذاریات، 29{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صکّت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صلد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 264{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صَلداً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صمت{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 193{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صامتون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صمد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اخلاص، 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الصَّمَد{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صنو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رعد، 4{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صنوان و غیر صنوان{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صور{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 260{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فصُرهُنّ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صوع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 72{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صُواع{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صوف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نحل، 80{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اصوافها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صومع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 40{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صَوامِع{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صیصی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} احزاب، 26{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صیاصیهم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} صیف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قریش، 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الصَّیف{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ض{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ضأن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انعام، 143{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الضأن{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ضبح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عادیات، 1{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ضَبحاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ضدد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مریم، 82{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ضدّاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ضفدع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 133{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الضفادع{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ضمر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 27{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ضامر{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ضنک{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 124{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ضَنکاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ضنن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تکویر، 24{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ضَنین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ضهئ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} توبی، 30{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یضاهئون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ضیر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شعراء، 50{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ضیر{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ضیز{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نجم، 22{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ضیزی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ط{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} حو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شمس، 6{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طحاها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} طرح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 9{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اطرحوه{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} طفف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مطففین، 1{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المطففین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} طلح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} واقعة، 29{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طلح{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} طلل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 265{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طلّ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} طمم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نازعات، 34{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الطامة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} طود{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شعراء، 63{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کالطود{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مومنون، 20{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طور (سیناء){/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تین، 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طور (سینین){/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ظ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ظعن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نحل، 80{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ظعنکم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عبئ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فرقان، 77{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ما یعبؤا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عبقر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الرحمن، 76{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عبقری{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عجف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 46{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عِجاف{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عدس{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 61{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عدسها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عرجن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یس، 39{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} العُرجون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 198{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عرفات{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عرم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سبأ، 16{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} العَرِم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} توبة، 30{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عزیر{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عزو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} معارج، 37{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عِزین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نجم، 19{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} العُزّی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عسعس{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تکویر، 17{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عَسعَس{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عسل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} محمد، 15{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عسل{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عضو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حجر، 91{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عِضین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عطف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 9{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عِطفِه{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عفر/ عفرت{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نمل، 39{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عفریت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عمق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 27{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عمیق{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عنت{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 111{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عنت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عنکب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عنکبوت، 41{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} العنکبوت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عود{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عادیات، 1{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} العادیات{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عوق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} احزاب، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المعوقین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عول/عیل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نساء، 3{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تعولوا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} عیب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کهف، 79{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعیبها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} غ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} غبن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تغابن، 9{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} التغابن{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} غدق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جن، 16{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} غدقاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} غزل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نحل، 92{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} غَزلَها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} غزو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} آلعمران، 156{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} غُزّی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} غصب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کهف، 79{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} غصباً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} غصص{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مزمل، 13{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} غصة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} غطش{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نازعات، 29{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اغطش{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} غلق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 23{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} غلّقَت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} غلی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} دخان، 45ـ46{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یغلی فی البطون کَغَلی الحمیم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} غمز{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مطفّفین، 3{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یتغامزون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} غمض{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 268{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تُغمِضوا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} غیر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عادیات، 3{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المُغیرات{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} غول{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صافات، 47{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} غَول{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فتئ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 85{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تفتؤا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فتق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انبیاء، 30{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فَتَقناهما{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فجو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کهف، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فجوة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فرث{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نحل، 66{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فرث{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فرط{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کهف، 28{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فُرُطاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فرع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ابراهیم، 24{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فرعها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فره{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شعراء، 149{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فارهین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فسح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مجادلة، 11{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تَفَسّحوا فافسَحُوا یفسَحِ الله{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فسر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فرقان، 33{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تفسیراً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فصح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قصص، 34{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} افصَح{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فصم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 256{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انفصام{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فضح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حجر، 68{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تَفضَحون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فضو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نساء، 21{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} افضی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فظظ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} آلعمران، 159{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فَظّاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فقع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 69{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فاقعٌ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فلن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فرقان، 28{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فلاناً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فند{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 94{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تُفَنّدون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فنن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الرحمن، 48{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اَفنان{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فنی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الرحمن، 26{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فانٍ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فهم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انبیاء، 79{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فهّمناها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فوض{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} غافر، 44{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اُفَوّضُ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فوم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 61{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فومها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} فیل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فیل، 1{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الفیل{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قبح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قصص، 42{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المقبوحین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قثئ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 61{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قِثّائها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قدح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عادیات، 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قَدحاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قدر، 1و 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لیلة القدر{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قریش، 1{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قریش{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قسور{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مدّثّر، 51{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قَسورة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قسس{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مائدة، 82{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قِسّیسین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قشعر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عنکبوت، 23{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تقشعرّ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قصف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اسراء، 69{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قاصفاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قصم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انبیاء، 11{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قَصَمنا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قضب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عبس، 28{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قضباً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قضض{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کهف، 77{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ینقضّ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قطط{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ص، 16{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قِطّنا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قطمر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فاطر، 13{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قِطمیر{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قعر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قمر، 20{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مُنقعِر{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قفل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} محمد، 24{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اقفالها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قلع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هود، 44{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اقلِعی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قمح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یس، 8{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مُقمحون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قمطر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انسان، 10{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قَمطَریراً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قمع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 21{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مَقامِع{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قمل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 133{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} القُمَّل{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قنو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انعام، 99{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قِنوان{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قنو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نجم، 48{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اقنی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قوب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نجم، 9{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قابَ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} قوس{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نجم، 9{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قوسین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ک{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کبد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بلد، 4{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کبد{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کبکب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شعراء، 94{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فکُبکِبوا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کثب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مزّمل، 14{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کثیبة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کدح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انشقاق، 6{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کادح الی ربّک کدحاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کدر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تکویر، 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انکدرت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کدی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نجم، 34{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اکدی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کسد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} توبة، 24{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کسادها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کشط{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تکویر، 11{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کُشِطَت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کفئ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اخلاص، 4{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کُفواً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کفت{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مرسلات، 25{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کِفاتاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کفر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انسان، 5{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کافوراً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کلئ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انبیاء، 42{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یکلؤکم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کلح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مومنون، 104{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کالحون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کلل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نحل، 76{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کَلّ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کند{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عادیات، 6{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کَنود{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کنس{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تکویر، 16{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الکُنّس{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} کوی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} توبة، 35{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تُکوی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لهث{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 176{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یلهث او یترکه یلهث{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لحف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 273{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الحافاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لحن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} محمد، 30{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لحن{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لحی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 94{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لِحیتی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لزب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صافات، 11{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لازِب{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لفح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مومنون، 104{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تلفَح{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لفظ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ق، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یلفظ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لقب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حجرات، 11{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الالقاب{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لقح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حجر، 22{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لواقح{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لقم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صافات، 42{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} التَقَمَهُ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لمم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فجر، 19{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لَمّا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لمم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نجم، 32{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اللّمم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لهم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شمس، 8{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الهَمها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نجم، 19{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اللات{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ــ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ص، 3{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لاتَ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} لوذ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نور، 63{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} لواذاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} م{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 17{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المجوس{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} محل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} رعد، 13{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المِحال{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} مخض{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مریم، 23{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المخاض{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 102{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ماروت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یقرة، 158{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المروة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} مزن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} واقعة، 69{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المُزن{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} مسخ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یس، 67{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مسخناهم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} مسد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مسد، 5{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مَسَد{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} مسی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} روم، 17{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تُمسون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} مشج{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انسان، 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} امشاج{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} مطی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قیامة، 33{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یتَمَطّی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} معز{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انعام، 143{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} المَعز{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} معن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ماعون، 7{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الماعون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} معی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} محمد، 15{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اَمعاءهم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فتح، 24{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مکة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} مکو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انفال، 35{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مُکاءً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نجم، 20{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مَناة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ــ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 132{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مَهما{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} میر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 65{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نَمیر{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 98{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} میکال{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نبز{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حجرات، 11{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تنابزوا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نبط{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نساء، 83{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یستنبطونه{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نتق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 171{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نَتَقنا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نجد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بلد، 10{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} النجدین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نجس{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} توبة، 28{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نجس{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نحب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} احزاب، 23{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نَحبَه{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نحر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کوثر، 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انحر{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نوح، 23{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نَسراً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نشط{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نازعات، 2{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} والناشطات نشطاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نضج{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نساء، 56{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نَضِجَت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نضخ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الرحمن، 66{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نضّاختان{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نطح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مائدة، 3{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نطیحة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نعق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرظ، 181{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ینعق{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نعل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 12{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نعلیک{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نغض{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اسراء، 51{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ینغِضون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نفث{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فلق، 4{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} النفّاثات{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نفح{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انبیاء، 46{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نفحة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نفذ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الرحمن، 33{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ان تنفذوا فانفذوا لاتنفذون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نفو{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مائدة، 33{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ینفَوا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نقع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} عادیات، 4{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نقعاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نکد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اعراف، 58{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نَکِداً {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نکف{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نساء، 172 و 173{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یستنکف ... استنکفوا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نمرق{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} غاشیة، 15{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نَمارق{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نمم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قلم، 11{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نَمیم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نهج{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مائدة، 48{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مِنهاجاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نوء{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قصص، 76{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تَنوء{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نوش{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سبأ، 52{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} التناوش{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نوص{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ص، 3{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مناص{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انبیاء، 87{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ذاالنون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} نوی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} انعام، 95{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} النوی{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هـ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ـــ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حاقة، 19{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هآؤم{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} هجد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اسراء، 79{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تهجّد{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} هجع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ذاریات، 17{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یهجَعون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} هدد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مریم، 90{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هدّاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} هدم{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 40{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هُدّمت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} هدهد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نمل، 20{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الهدهد{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} هرب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} جن، 12{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هرباً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 102{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هاروت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} هزل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طارق، 14{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الهزل{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} هشش{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اَهُشّ{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} هلع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} معارج، 19{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هلوعاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} همد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 5{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هامدة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} همر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قمر، 11{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مُنهَمِر{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} همس{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 108{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} همساً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}__{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوسف، 23{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هیت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}__{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مومنون، 36{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} هیهاتَ هیهات{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} و{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وءد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تکویر، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الموؤودة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وئل{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کهف، 58{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} موئلاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وبر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نحل، 80{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اوبارها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وتن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حاقة، 46{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الوتین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وجب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حج، 36{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} وَجَبَت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وحش{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تکویر، 5{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الوحوش{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نوح، 23{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ودّاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ودی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مائدة، 92{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} دِیة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وسن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 255{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} سنَة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وشی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} بقرة، 71{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} شیة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وضن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} واقعة، 15{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} موضونة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وطر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} احزاب، 37{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} وَطَراً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وطن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} توبة، 25{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مَواطن{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وفد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مریم، 85{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} وفداً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وفر{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اسراء، 63{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} موفوراً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وفض{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} معارج، 43{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یوفِضون{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وقب{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} فلق، 3{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} وَقَب{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وقذ؟{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} مائدة، 3{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الموقوذة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وکد{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نحل، 91{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} توکیدها{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وکز{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قصص، 15{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} وَکَزَه{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ونی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} طه، 42{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} تَنِیا{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} وهج{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نبأ، 13{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} وهّاجاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ــ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} حاقة، 16{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} واهیة{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} ــ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} قصص، 82{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ویکأنّ ... ویکأنّه{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} ی{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} {/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} احزاب، 13{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یثرب{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} یقت{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الرحمن، 58{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} الیاقوت{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} یقطن{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} صافات، 146{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یقطین{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط} یقظ{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} کهف، 18{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} اَیقاظاً{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نوح، 23{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یعوق{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}*{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} نوح، 23{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط} یغوث{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {ردیف} {خانه}{وسط}ینع{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}انعام، 99{/وسط}{/خانه} {خانه}{وسط}ینِعه{/وسط}{/خانه} {/ردیف} {/جدول} {پررنگ}منابع{/پررنگ} 1.قرآن کریم 2.کتاب مقدس (عهد قدیم و عهد جدید). 3.ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمرو. {کج}تفسیر القرآن العظیم{/کج}، تحقیق محمد حسین شمس‌الدین، بیروت: دارالكتب العلمیة، منشورات محمدعلى بیضون، 1419 ق. 4.الرازی، ابوعبدالله فخرالدین محمد بن عمر. {کج}مفاتیح الغیب{/کج}، بیروت: دار احیاء التراث العربى، 1420 ق. 5.الراغب الاصفهانی، {کج}المفردات فی غریب القرآن{/کج}، تحقیق صفوان عدنان داوودی، بیروت: دارالقلم، 1412 ق 6.الزمخشری، جارالله محمود بن عمر. {کج}الكشاف عن حقائق غوامض التنزیل{/کج}، بیروت: دارالكتاب العربی، 1407 ق. 7.الطبرسی، فضل بن حسن. {کج}مجمع البیان فی تفسیر القرآن{/کج}، تهران: انتشارات ناصر خسرو، 1372 ش. 8.الطبری، ابوجعفر محمد بن جریر. {کج}جامع البیان فی تفسیر القرآن{/کج}، بیروت: دارالمعرفة، 1412 ق. 9.الفرّاء، ابوزکریا یحیی بن زیاد. {کج}معانی القرآن{/کج}، تحقیق احمد یوسف نجاتی، محمدعلی النجار و عبدالفتاح اسماعیل الشلبی، القاهرة: الدارالمصریة للتألیف و الترجمة، بی‌تا. 10.القاسمی، محمد جمال الدین. {کج}محاسن التاویل{/کج}، تحقیق محمد باسل عیون السود، بیروت: دارالكتب العلمیة، 1418 ق. {چپچین} 11.Anue, David. {کج}The Westminister Dictionary of New Testament and Early Christian Literature{/کج}, 2003. {/چپچین} {چپچین} 12.Bauer, Thomas. “The relevance of early Arabic poetry for Qurʾānic studies including observations on {کج}Kull{/کج} and on Q 22:27, 26:225, and 52:31,” {کج}The Qurʾān in context: historical and literary investigations into the Qurʾānic milieu{/کج}, edited by Angelika Neuwirth, Nicolai Sinai & Michael Marx, Leiden, New York & Köln: E.J. Brill, 2010, pp. 699-732. {/چپچین}{چپچین} 13.Böwering, Gerhard. “God and his attributes,” {کج}Encyclopaedia of the Qurʾān{/کج}, edited by Jane Dammen McAuliffe, Leiden, New York & Köln: E.J. Brill, 2002, vol. 2, pp. 316-331. {/چپچین}{چپچین} 14.Casanowicz, Immanuel M. “Hapax legomena,” {کج}The Jewish Encyclopedia, {/کج}New York: Funk and Wagnalls, vol. 6, 1904, pp. 226-228. {/چپچین}{چپچین} 15.Elmaz, Orhan.{کج} Studien zu den koranischen Hapaxlegomena unikaler Wurzeln{/کج}, Wiesbaden: Harrassowitz Verlag, 2011. 372pp. {/چپچین}{چپچین} 16.Jeffery, Arthur. {کج}Foreign vocabulary of the Qurʾān{/کج}. Edited by J. McAuliffe, Leiden: Brill, 2007. {/چپچین}{چپچین} 17.Kimber, Richard. “Blood money,” {کج}Encyclopaedia of the Qurʾān{/کج}, edited by Jane Dammen McAuliffe, Leiden, New York & Köln: E.J. Brill, 2001, vol. 1, pp. 239-240. {/چپچین}{چپچین} 18.Kropp, Manfred. “Beyond single words: {کج}Māʾida - Shayṭān - jibt {/کج}and {کج}ṭāghūt{/کج}. Mechanisms of transmission into the Ethiopic (Gəʿəz) Bible and the Qurʾānic text,” {کج}The Qurʾān in its historical context{/کج}, edited by Gabriel Said Reynolds, London & New York: Routledge, 2007, pp. 204-216. {/چپچین}{چپچین} 19.Kropp, Manfred. “Tripartite, but anti-Trinitarian formulas in the Qurʾānic corpus, possibly pre-Qurʾānic,” {کج}New perspectives on the Qurʾān: the Qurʾān in its historical context 2{/کج}, edited by Gabriel Said Reynolds, London & New York: Routledge, 2011, pp. 247-263. {/چپچین}{چپچین} 20.Malter, Henry. {کج}Saadia Gaon: his life and works{/کج}, Morris Loeb Series, Philadelphia: Jewish Publication Society of America, 1921. {/چپچین}{چپچین} 21.Maman, Aaron. {کج}Comparative Semitic philology in the Middle Age: from Sa’adiah Gaon to Ibn Barun (10th-12th C.){/کج}, Leiden: Brill, 2004. {/چپچین}{چپچین} 22.Mardaga, Hellen. “Hapax Legomena: a neglected field in Biblical studies,” {کج}Currents in Biblical Research{/کج} 10 (2012) pp. 264-274. {/چپچین}{چپچین} 23.O’Donnell, Matthew Brook. ‘Linguistic Fingerprints or Style by Numbers: The Use of Statistics in the Discussion of Authorship of New Testament Documents.’ {کج}Linguistics and the New Testament: Critical Junctures{/کج}. ed. Stanley E. Porter and D.A. Carson, Sheffield: Sheffield Academic Press, 1999, pp. 206-262. {/چپچین}{چپچین} 24.Rippin, Andrew. “Foreign vocabulary,” {کج}Encyclopaedia of the Qurʾān{/کج}, edited by Jane Dammen McAuliffe, Leiden, New York & Köln: E.J. Brill, 2002, vol. 2, pp. 226-237. {/چپچین}{چپچین} 25.Rippin, Andrew. “Syriac in the Qurʾān: classical Muslim theories,” {کج}The Qurʾān in its historical context{/کج}, edited by Gabriel Said Reynolds, London & New York: Routledge, 2007, pp. 249-261. {/چپچین}{چپچین} 26.Rippin, Andrew. “The designation of "foreign" languages in the exegesis of the Qurʾān,” {کج}With reverence for the word: medieval scriptural exegesis in Judaism, Christianity, and Islam{/کج}, edited by Jane Dammen McAuliffe and others, Oxford, New York: Oxford University Press, 2003, pp. 437-444. Also in: {کج}Tafsir: interpreting the Qurʾan{/کج}, edited by Mustafa Shah, London & New York: Routledge, 2012. {/چپچین}{چپچین} 27.Sadeghi, Behnam. “Criteria for emending the text of the Qurʾān,”{کج} Law and tradition in classical Islamic thought: studies in honor of Professor Hossein Modarressi{/کج}, edited by Michael Cook, Najam Haider, Intisar Rabb and Asma Sayeed, Hampshire & New York: Palgrave Macmillan, 2012 (Palgrave Series in Islamic Theology, Law), 2012, pp. 19-32. {/چپچین}{چپچین} 28.Sadeghi, Behnam. “The chronology of the Qurʾān: a stylometric research program,” {کج}Arabica: Journal of Arabic and Islamic Studies{/کج} 58ii (2011) pp. 210-299. {/چپچین}{چپچین} 29.Schmid, Nora K. “Quantitative text analysis and its application to the Qurʾān: some preliminary considerations,” {کج}The Qurʾān in context: historical and literary investigations into the Qurʾānic milieu{/کج}, edited by Angelika Neuwirth, Nicolai Sinai & Michael Marx, Leiden, New York & Köln: E.J. Brill, 2010, pp. 441-460. {/چپچین}{چپچین} 30.Toorawa, Shawkat M. “Hapaxes in the Qurʾān: identifying and cataloguing lone words (and loan words),” {کج}New perspectives on the Qurʾān: the Qurʾān in its historical context 2{/کج}, edited by Gabriel Said Reynolds, London & New York: Routledge, 2011, pp. 193-245. {/چپچین}{چپچین} 31.Wansbrough, John. {کج}Quranic studies: sources and methods of scriptural interpretation{/کج}. Forword, translations, and expanded notes by Andrew Rippin, Amherst (NY, USA): Prometheus Books, 2004. 340pp. {/چپچین}{چپچین} 32.Welch, Alford. “Al-Kur’an” in {کج}Encyclopaedia of Islam{/کج}, second ed., vol 5. Leiden: Brill, 1986. {/چپچین}{چپچین} 33.Zammit, Martin R. {کج}A comparative lexical study of Qurʾānic Arabic{/کج}. Leiden, New York & Köln: E.J. Brill, 2002. {/چپچین}
    سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۱۶
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت